اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
904
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
نيست . چون قرب بر اين صفت است ، همه قريبان اندر جنب اين قرب بعيد گشتند . و اگر آن سر كه اندر اين قرب با مصطفى صلى الله عليه و سلم گفتند با ديگران گويند طاقت سماع ندارند . چون جبريل بر آسمان و خليل بر زمين طاقت ندارند ، ديگران چگونه طاقت دارند ؟ ! و چون طاقت شنيدن ندارند طاقت ديدن چگونه دارند ؟ ! و چون از ديدن و شنيدن سر مصطفى عليه السلام چنين عاجز آمدند ، و وى مخلوقى است ؛ از ديدن و شنيدن سر حق چگونه باشد ! [ و دليل اين سخن آن است كه لا محاله مقام قدم زير قدم بود ، و قدم زير نفس بود و نفس زير قلب بود ] ، و قلب زير سر باشد و سر زير سر حق تعالى باشد ، و مر آن سر را يكى سر سر باشد ، و الحق وراء هذا كله . و به اخبار درست است كه جبريل صلوات الله عليه با بزرگى مقامش و با قرب منزلتش خبر نداشت كه قدم مصطفى صلى الله عليه و سلم بر كدام مقام بود . چون از مقام قدم خبر ندارد از قدم چگونه خبر دارد ؛ و چون از قدم خبر ندارد از نفس كه فوق وى است چگونه خبر دارد ؛ و چون از قلب كه ظاهر است خبر ندارد از سر كه باطن است چگونه خبر دارد ؟ ! و چون از سر كه شنيدنى است خبر ندارد از خداوند سر كه ديدنى است چگونه خبر دارد ؟ ! كه سر شنيدنى باشد و مشاهدت ديدنى . شنيدنى خبر باشد و ديدنى معاينه . هرگز خبر بلا چون ديدن نباشد . كسى كه طاقت خبر بلا ندارد طاقت ديدن بلا كى دارد ؟ ! اين همه كه ياد كرديم دليل است كه قرب همه قريبان اندر جنب قرب مصطفى صلى الله عليه و سلم بعد است ؛ و مشاهدت همه شاهدان اندر جنب مشاهدت وى حجاب است . و خصوص همه خواص اندر جنب خاصيت مصطفى صلى الله عليه و سلم عموم است . بعيدان طاقت مقام قريبان كى دارند ؟ ! و محجوبان طاقت مقام مكشوفان كى دارند ؟ ! و عام طاقت مقام خاص كى دارند ؟ ! اين است معنى كلام ابو يزيد كه اگر مر خلق را ذرهاى از مصطفى صلى الله عليه و سلم پديد آيد دون عرش هيچ چيز مر ورا نايستد . آنكه وى ذرهاى مصطفى را صلى الله عليه و سلم نهايستد مر كمال حق را چگونه ايستد ؟ !